حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
317
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
دورهء خلافت المستنصر بالله فاطمى ( 427 - 487 ) بغداد و قائم عبّاسى سخت در مورد خطر فاطميّون قرار داشت . امارت خطّهء موصل در دست امراى عرب عقيلى بود كه از 386 بر آنجا مستولى شده بودند . ديار بكر را طايفهاى از كردان بنام بنى مروان از تاريخ 380 در تصرّف داشتند و امارت حلّه با قومى از اعراب بود باسم بنى مزيد كه سلسلهء خود را در 403 تشكيل داده بودند . امارت آذربايجان در اين ايّام در دست خاندانى بود از مهاجرين عرب بنام روّاديان كه از اوايل خلافت عبّاسى به اين سرزمين آمده و بتدريج بامارت رسيده بودند و از ايشان در اين تاريخ ابو منصور و هسودان پسر محمّد يا مملان بر آن ديار اميرى داشت و اين امير ابو منصور و هسودان بن مملان ممدوح شاعر مشهور قطران است . طغرل در محرّم سال 446 بآذربايجان آمد و امير ابو منصور روّادى در تبريز سر تسليم فرود آورد و پسر خود را بعنوان گروگان به خدمت طغرل گماشت و قبول كرد كه بنام سلطان سلجوقى خطبه بخواند سپس طغرل از آنجا بگنجه رفت . امير آنجا نيز از در اطاعت درآمد و طغرل به شهر ملازگرد از بلاد ارمنستان كه در تصرّف روميان شرقى بود شتافت و حوالى آن شهر را ويران نمود و پس از گرفتن اسرا و غنايم بسيار و مطيع و تابع ساختن امير مروانى ديار بكر بآذربايجان برگشت و از آنجا برى آمد . در ابتداى سال 447 طغرل از رى عازم همدان شد و چنين وانمود كه عزم زيارت بيت اللّه و اصلاح راه مكّه را در سر دارد و ميخواهد كه المستنصر باللّه فاطمى را از مصر براندازد و دولت فاطميان را يكسره از ميان ببرد و براى اين كار دستور داد كه در بلاد مجاور عراق عرب مثل دينور و كرمانشاه و حلوان عمّال او سپاهيانى گرد آورند . چون طغرل و ياران او بجلگهء عراق عرب سرازير شدند ملك رحيم ديلمى كه هنوز در دار الخلافه بنام او خطبه خوانده ميشد از واسط ببغداد آمد و خيال او اين